دیجیتال مارکتینگ

آشنایی با 8 نوع برندینگ

 کسب و کارها همواره در تلاش‌ اند که بتوانند در فضای پر رقیب موجود با مشتریان ارتباط برقرار کرده و از میان بی‌شمار انتخاب‌های موجود، به اولین انتخاب آن‌ها تبدیل شوند. برند، نمایانگر احساسات افراد در مورد یک محصول، خدمت یا یک سازمان است. نحوه‌ی ادراک مردم از یک برند بر موفقیتش اثرگذار است. برند وظیفه دارد به انتخاب مخاطبان جهت دهد، در آنان اطمینان ایجاد کرده و مشتریان را به خود وفادار سازد.

برندینگ یا برندسازی چیست؟

برندینگ یا برندسازی فرآیندی منظم است که در آن سازمان‌ها از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا بگویند چرا مردم باید یک برند را به سایر برندها ترجیح دهند. برندسازی با تعیین ماهیت محصول و شکل دادن به ذهن مشتریان، در افزایش آگاهی از برند، وفاداری آنان و در نهایت موفقیت کسب و کار موثر است. در ادامه به برخی انواع مهم برندینگ اشاره خواهیم کرد.

انواع برندینگ

برندینگ محصول(Product Branding)

برندینگ محصول، رایج‌ترین نوع برندینگ است و شامل کلیه‌ی فعالیت‌های بازاریابی جهت انتخاب نام، طراحی لوگو، طراحی منحصر به‌فرد محصول، بسته‌بندی، قیمت‌گذاری، فرمولاسیون و … است. برندینگ محصول یک فرآیند استراتژیک است که با انعکاس ویژگی‌های محصول یا خدمت، آن را از محصولات یا خدمات رقبا کاملاً متمایز ساخته و به قلب و ذهن مشتریان نفوذ می‌کند.

پرسونال برندینگ(Personal Branding)

پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی، روش هر شخص برای ایجاد ارزش و تصویری از خود به عنوان یک فرد حرفه‌ای در ذهن مخاطبان است. برند شخصی شما مجموعه‌ی همان چیزی است که دوست دارید مخاطبان با شنیدن نام‌تان به یاد آورند. برای ایجاد یک پرسونال برندینگ استاندارد، پس از تعیین هدف، باید به شناخت کاملی از خود دست یافته و نقاط تمایز خود را مشخص کنید. سپس با تکیه بر نقاط تمایز خود، در یک حوزه‌ی تخصصی فعالیت کرده و از طریق شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت شخصی و ارتباط موثر با شبکه‌ای از افراد متخصص در حوزه‌ی فعالیت خود، برند شخصی‌تان را رشد دهید.

برندینگ دیجیتال (Digital Branding)

دیجیتال برندینگ یکی از تکنیک‌های مدیریت برند از طریق ترکیب دیجیتال مارکتینگ با برندینگ است که با کمک وب‌سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی، اپلیکیشن‌ها، بهینه‌سازی موتورهای جستجو، اجرای کمپین‌های دیجیتال و … انجام می‌گیرد. برندینگ دیجیتال یکی از قدرت‌مندترین روش‌های برندینگ است که با در بر گرفتن طیف وسیعی از مخاطبان در کمترین زمان، سبب افزایش آگاهی از برند، صرفه‌جویی در هزینه‌ها و افزایش نرخ بازگشت سرمایه می‌شود.

برندینگ جهانی (Global Branding)

برندینگ جهانی توسط تعداد کمی از شرکت‌ها انجام می‌شود. برند این شرکت‌ها در سراسر جهان شناخته شده و هویت ثابتی دارد. به علاوه، کیفیت و فرمولاسیون محصولات این شرکت‌ها در تمام جهان یکسان است.

برندینگ مشارکتی (Co-Branding)

برندینگ مشارکتی به همکاری استراتژیک دو برند در زمینه‌ی بازاریابی و تبلیغات یک محصول گفته می‌شود. در این اتحاد، ارزش‌های مشترکی ایجاد شده و میزان موفقیت یک برند بر موفقیت برند دیگر اثرگذار خواهد بود. برندینگ مشارکتی یکی از راه‌های موثر برای شروع یک کسب و کار، افزایش آگاهی از برند و ورود به فضاهای جدید بازار و رشد کسب و کار است. برندینگ مشارکتی در نهایت باید به یک استراتژی برد-برد تبدیل شود.

برندینگ جغرافیایی (Geographical Branding)

هر منطقه‌ی جغرافیایی دارای ویژگی‌ها یا محصولات خاص خود است که آن را از دیگر مناطق متمایز می‌سازد. برندینگ جغرافیایی در راستای معرفی و هویت بخشیدن به این خدمات و محصولات انجام می‌شود. این نوع برندینگ در صنعت گردشگری بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد.

برندینگ سازمان (Corporate Branding)

برندینگ سازمان تا حدودی به برندینگ محصول شباهت دارد، با این تفاوت که یک سازمان ابعاد وسیعی داشته و علاوه بر ارائه‌ی محصولات و خدمات گوناگون، دارای چشم‌انداز، ارزش‌های منحصر به فرد، فرهنگ سازمانی مخصوص به خود، نیروی انسانی و به طور کلی شهرت و اعتبار است. همچنین، هر گونه فعالیت در یک سازمان بر اعتبار و ارزش آن تاثیرگذار خواهد بود. برای مثال، انجام فعالیت‌های خیرخواهانه یا فعالیت‌های فرهنگی در راستای مسئولیت‌های اجتماعی یک سازمان مستقیماً بر اعتبار و برندینگ آن اثر می‌گذارند.

برندینگ مکان (Place Branding)

هر مکان، ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی دارد که آن را از دیگر مکان‌ها متمایز کرده و در ذهن افراد ماندگار می‌سازد. برندینگ مکان، فرآیندی است که در آن به ایجاد هویتی متمایز درباره‌ی یک مکان در ذهن مخاطبانان پرداخته شده و به ادراکات و احساسات آنان شکل داده می‌شود. برندینگ مکانی به سه دسته‌ی برندینگ منطقه‌ای (Region Branding)، برندینگ شهری (City Branding) و برندینگ ملیتی (Nation Branding) تقسیم می‌شود. برندینگ مکانی در توسعه اقتصادی آن مکان و همچنین در صنعت گردشگری اهمیت دارد.

آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان با ارائه‌ی مناسب‌ترین استراتژی‌ برندینگ، کسب و کار شما را جهت ورود به فضای رقابتی بازار، دوام و رشد مستمر همراهی خواهد کرد.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

+ نوشته شده در  يکشنبه 15 ارديبهشت 1398ساعت 12:58  توسط ماکان 

10 نکته کلیدی برای تبدیل شدن به یک کپی رایتر موفق

 در دنیای پررقیب امروزی، حفظ مخاطبان فعلی، جذب مخاطبان جدید، رشد و بقای سازمان و افزایش نرخ ROI، از جمله عواملی هستند که اهمیت تولید محتوا را بیش از پیش برای کسب و کارها و صنایع مختلف آشکار می‌کنند.

بدون شک عبارات “محتوا” و “بازاریابی”، برای تولیدکنندگان محتوا و به عبارتی دیگر، بازاریابان درونگرا (Inbound Marketers) دو مفهوم کاملاً مرتبط و وابسته به هم هستند. بازاریابی به شیوه‌ی نوین و حرفه‌ای بدون تولید محتوا ممکن نیست. کسب و کارهای بسیاری از بازاریابی محتوا به عنوان یکی از اصلی‌ترین استراتژی‌های بازاریابی خود استفاده می‌کنند، اما این صرفاً به معنای کیفیت و ارزش بالای آن نیست. برای اینکه در تولید محتوا و کپی ‌رایتینگ در صنعت خود سرآمد و موفق باشید، پیش از نگارش محتواباید نکات زیر را رعایت کرده و به صورت عادت درآورید.

مخاطب خود را بشناسید.

همان‌طور که در مقالات قبلی در مورد اهمیت شناسایی پرسونای مخاطب مفصل توضیح داده شد، پیش از هرچیز، برای شروع تولید محتوا باید با توجه به پرسونای مخاطب، نیازها و علایق آن‌ها محتوا تولید کنید. اگر بتوانید به طور مستمر با تولید محتوای متناسب مشکلات و چالش‌های آنان را رفع کنید، می‌توانید Lead تولید کرده و با هدایت آنان در مسیر درست، درنهایت مشتریان وفاداری داشته باشید.

اخبار مرتبط با صنعت خود را به طور مستمر پیگیری کنید.

انجام مستمر تحقیقات بازار و مطالعه‌ی مداوم درباره‌ی صنعت کسب و کار خود و سیر تحولات آن از گذشته تا کنون بسیار ضروری است، چرا که از این طریق می‌توانید دریابید نیازها، روندهای جدید و تازه‌های صنعت کدامند و چه عوامل بیرونی در شکل‌گیری ، تفکر مخاطبان شما و تصمیمات‌شان نقش دارند.

اطلاعات خود را به‌روز رسانی کنید.

علاوه بر اینکه باید اطلاعات خود را درباره‌ی موضوعات مرتبط به‌روز رسانی کرده و همواره جستجوگر باشید، لازم است به فعالیت رقبا توجه داشته و از آن‌ها غافل نشوید.

در تولید محتوا استمرار داشته باشید‌.

تولیدکنندگان موفق محتوا می‌دانند که ایده‌های جدید هنگام نوشتن مستمر به ذهن آن‌ها می‌آیند. بنابراین، بهترین و مفیدترین زمان هر روز خود را به نوشتن اختصاص دهید و این کار را به طور مداوم انجام دهید.

متمایز باشید.

ممکن است به عنوان یک تولید کننده‌ی محتوا در صنعت خود رقبای بسیار زیاد و قدرتمندی داشته‌باشید. در صورتی که از آن‌ها تقلید نکرده و سبک و صدای مخصوص و منحصر‌به‌فرد خود را داشته باشید، علاوه بر تمایر می‌توانید توجه مخاطبان خاصی را به سمت خود جلب کنید. ممکن است مخاطبان در ابتدا برای کسب اطلاعات به محتوای شما مراجعه کنند، اما این هویت، لحن و شخصیت شماست که آنان را به مراجعه‌ی مجدد ترغیب می‌کند.

با مخاطبان خود در تعامل باشید.

تنها در صورتی که پس از تولید و انتشار محتوا، نظرات و پیشنهادات کاربران را خوانده و به سوالات آنان پاسخ دهید و به عبارتی با آنان در تعامل باشید، می‌توانید رضایت و اعتماد آنان را جلب کنید. در صورت نیاز لازم است محتوا را به‌روزرسانی کرده و مخاطبان را از آن آگاه کنید. همچنین مهم است که آن‌ها را به ارائه‌ی بازخورد تشویق کنید. از این طریق می‌توانید بخشی از سوالات و ابهامات خود را پاسخ داده و در راستای جلب رضایت آنان اقدام کنید.

مهارت‌های خود را بهبود دهید.

برای موفقیت در  تولید محتوا باید همواره سعی کنید علاوه بر کسب اطلاعات بیشتر در زمینه‌ی موضوعات تخصصی و مرتبط، در راستای افزایش و بهبود مستمر مهارت‌های خود در نوشتن تلاش کنید. در این راستا می‌توانید از کتاب‌ها و مقالات آموزشی کمک بگیرید تا بتوانید بهترین سبک و نوع نگارش را انتخاب کرده و آن را با کمترین اشتباه پیاده کنید.

از دیدگاه مخاطب بنویسید.

پیش از نوشتن مقالات سعی کنید خود را جای مخاطب تصور کرده و به نوعی بنویسید که حس درک و همدلی به او القا شود. به عبارتی دیگر نباید در نوشتن از خودتان یا توانایی‌های‌تان تعریف کنید، بلکه باید در ابتدا به چالش یا نیاز مخاطب اشاره کرده و سپس خدمات یا اطلاعات ارزشمند خود را در قالب پیشنهاد یا راه‌حل بیان نمایید.

بر نوشتن محتوای ترغیب کننده تمرکز کنید.

معمولاً هدف از بازاریابی محتوا و کپی‌رایتینگ ترغیب مخاطبان جهت اقدام به انجام عملی خاص است. کیفیت محتوا و نوع نگارش و انتشار آن از جمله عواملی هستند که مخاطب را به دنبال کردن مطالب و متقاعد کردن آنان به گرفتن تصمیمی خاص ترغیب می‌کنند. این کار با طراحی CTA های جذاب با سهولت بیش‌تری انجام می‌شود.

محتوا را ارزیابی کنید.

ارزیابی اثربخشی یک محتوا با توجه به شاخص‌های ارزیابی عملکرد مورد نظر و میزان تحقق اهداف کسب و کار ضروری است. برای مثال، اگر مخاطبان بر عنوان‌های نوعی از محتوا بیشتر کلیک کنند، آن را در شبکه‌های اجتماعی خود به اشتراک بگذارند، بپسندند، نظرات خود را بیش‌تر در آن مورد بیان کنند و به طور کلی  نرخ تبدیل آن محتوا بالا باشد، تولیدکننده‌ی محتوا درمی‌یابد که این نوع مطالب بیش‌تر مورد پسند مخاطبان بوده و بیش‌تر به آن حوزه می‌پردازد.

یکی از خدمات آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان، تولید محتوای مناسب و تاثیرگذار برای کسب و کار شماست تا ضمن بهینه‌سازی موتورهای جستجو بتوانید ترافیک وب‌سایت خود را افزایش داده، Lead تولید کنید و در نهایت نرخ بازگشت سرمایه یا ROI خود را افزایش دهید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

+ نوشته شده در  شنبه 14 ارديبهشت 1398ساعت 18:09  توسط ماکان 

بررسی جذابیت یک صنعت براساس 5 نیروی رقابتی پورتر

 در بلاگ‌های پیشین پیرامون تدوین استراتژی و انواع مختلف استراتژی‌های قیمت‌گذاری و فروش سخن گفتیم. در این بلاگ قصد داریم یک گام به عقب برداشته و به مرحله قبل از تدوین استراتژی باز گردیم. زمانی که محیط بیرونی بنگاه به دقت مورد بررسی قرار می‌گیرد. درک عمیق از صنعتی که شرکت در آن فعالیت می‌کند، نقطه شروع طراحی استراتژی است.

چارچوب پنج نیروی رقابتی پورتر

در بلاگ‌های پیشین محیط بیرونی کسب‌و‌کار را از طریق مدل PESTLE بررسی نمودیم. حال می‌خواهیم با محدود کردن محیط خارجی به نزدیک بنگاه، میزان جذابیت صنعتی که شرکت در آن فعالیت می‌کند را مشخص نماییم. چارچوب رقابتی پورتر که توسط مایکل پورتر در اواخر دهه 1970 ارائه شد، ابزاری است که سودآوری یک صنعت را براساس پنج نیروی رقابتی مشخص می‌نماید.

در ادامه این پنج نیروی رقابتی و نقش آن‌ها در تعیین جذابیت صنعت برای فعالیت را با جزئیات بیشتری بررسی می‌نماییم.

محصولات جایگزین

وجود کالاهای جایگزین، جذابیت یک صنعت را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. یکی از نکاتی که در انتخاب صنعتی که قصد فعالیت در آن را دارید، بسیار حائز اهمیت است وجود محصولات جایگزین است. قیمتی که مشتریان مایل هستند برای یک محصول یا خدمت بپردازند، تا حد زیادی به موجود بودن محصولات جایگزین وابسته است. وجود جایگزین‌های نزدیک به این معنا است که در صورت افزایش قیمت محصول، مشتریان حساس به قیمت، به کالاهای جایگزین روی خواهند آورد. در حقیقت کشش قیمتی تقاضا، بالا است. با گسترش روز افزون اینترنت، طیف وسیعی از کالاهای جایگزین برای صنایع مختلف از جمله آژانس‌های مسافرتی،  روزنامه‌ها و… فراهم شد. به دلیل محصولات جایگزین اینترنتی  و وجود رقابت شدید، اقیانوس سرخ رقابتی ایجاد شد که حاشیه سود فعالان صنعت را به شدت تحت تاثیر قرار داد.

تهدید ورود تازه‌واردها

 چنانچه بازدهی سرمایه یک صنعت بیشتر از هزینه‌‌های سرمایه‌گذاری در آن باشد، به آهنربایی تبدیل می‌شود که تازه‌واردان زیادی را به خود جذب خواهد کرد. هرچه ورود به یک صنعت کم هزینه‌تر باشد، به عبارتی موانع ورودی مانند الزامات سرمایه یا قوانین محدودکننده چندانی در صنعت اعمال نشود، شرکت‌های بیشتری وارد حوزه رقابتی شده و میزان سود تقسیم‌شده را کاهش می‌دهند. برای مثال در حوزه پرتاب ماهواره به دلیل هزینه‌های بالای تولید راکت‌ها و امکانات پرتاب، احتمال ورود شرکت‌های جدید بسیار محدود است. در مقابل هزینه راه اندازی کسب‌و‌کارهای اینترنتی جدید، بسیار پایین می‌باشد. به همین علت، شاهد طیف وسیعی از خدمات و تجارت‌های آنلاین هستیم که در زمینه‌های مختلف توسعه داده شده‌ و گسترش یافته‌اند.

رقابت میان رقبای موجود

در بیشتر صنایع، شدت رقابت میان بنگاه‌های موجود، میزان سودآوری را تعیین می‌کند. در بازارهایی که رقابت قیمتی میان بازیگران صنعت در جریان است، عکس العمل فعالان صنعت در برابر ورود رقبای جدید، می‌تواند شامل کاهش قیمت‌های تهاجمی (گاهی حتی زیر سطح هزینه‌ها) باشد. علاوه بر رقابت قیمتی، در برخی صنایع ممکن است رقابت بر تبلیغات، تمایز یا نوآوری متمرکز باشد.

قدرت چانه‌زنی تامین‌کنندگان

 تمام بنگاه‌های یک صنعت، در دو نقش فعالیت دارند: خریدار و فروشنده. مواد خام اولیه، نیروی کار، سرمایه و … توسط آنها خریداری و در عین حال کالا و محصولات نهایی به مشتریان فروخته می‌شود. توانایی بنگاه‌ها در تامین مواد اولیه با هزینه کمتر نسبت به رقبا و ارتباط طولانی مدت و پایدار با تامین‌کننده‌ها، در تعیین جذابیت آن صنعت بسیار حائز اهمیت است. به عنوان خریدار در یک صنعت، چنانچه بتوانید دست بالا را در معاملات با تامین‌کنندگان داشته باشید، با هزینه تمام شده کمتری مواجه خواهید شد.

قدرت چانه‌زنی خریداران

این حالت دقیقا مشابه تحلیل رابطه تولیدکنندگان و تامین‌کنندگان است. با این تفاوت که در این شرایط، بنگاه نقش تامین‌کننده و مشتری نقش خریدار را ایفا می‌کند. میزان حساسیت خریداران در یک صنعت به عواملی مانند شدت رقابت، اهمیت محصول برای خریدار و میزان تمایز آن بستگی دارد.چارچوب رقابتی پورتر، امکانی را برای شناسایی و درک نیروهای رقابتی صنعت فراهم می‌کند که از طریق آن مدیران کسب‌و‌کار قادر خواهند بود با تدوین استراتژی مناسب، بنگاه را در وضعیتی قرار دهند که برآیند نیروهای رقابتی در ضعیف‌ترین حالت ممکن باشد. شرکت تبلیغاتی مات، با ارائه کلیه خدمات تبلیغاتی، کسب‌و‌کار شما را در تدوین استراتژی درست بازاریابی و کسب مزیت رقابتی یاری می‌کند.

منبع: شرکت تبلیغاتی مات

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398ساعت 13:36  توسط ماکان 

مزایای استفاده از استراتژی‌های بازاریابی Push و Pull

 دنیای بازاریابی دنیایی جذاب با پیچیدگی‌های مخصوص به خودش است اما در این میان استراتژی‌هایی وجود دارد که کار را برای کسب‌وکارها راحت‌تر و آن‌ها را به نتیجه دلخواه‌شان نزدیک‌تر کرده است. در این بلاگ قصد داریم به دو استراتژی کاربردی بازاریابی Push و Pull یا همان فشار و کشش بپردازیم. به بیان عامیانه استراتژی Push یا فشار به هل دادن محصول به سمت مشتری و Pull یا کشش به کشیدن و جذب مشتری به سمت محصول، اشاره دارد. در ادامه به صورت مفصل‌تر به این دو استراتژی میردازیم.

بازاریابی فشار یا Push

بازاریابی فشار یا Push  مفهومی است که در دهه 70 میلادی پا گرفت. در این مدل از بازاریابی، کسب‌وکارها تلاش می‌کنند تا محصولات‌شان را برای مشتریان عرضه کنند. بازاریابی فشار، استراتژی خوبی برای کسب‌وکارهای نوپا است و این امکان را ایجاد می‌کند تا مشتری با محصولات و به طور کلی برند، آشنایی پیدا کند و به نوعی جایگاه کسب‌وکار را در میان دیگر رقبا پیدا کند. برای توسعه استراتژی بازاریابی فشار کسب‌و‌کارها باید تمرکزشان را روی یک نقطه بگذارند و در نهایت با یک گزینه به تبلیغات‌شان جهت بدهند. نگاه بازاریابی فشار یا Push Marketing روی افزایش فروش در کوتاه‌مدت است. برای موفقیت در این مدل از بازاریابی نیاز است تا از چندین کانال برای تبلیغات و رساندن پیام برندها به مخاطبان استفاده کرد. این نوع از بازاریابی بیشتر به بازاریابی برون‌گرا یا Outbound Marketing شباهت دارد. در این نوع از بازاریابی نیز از روش‌های سنتی‌تر استفاده می‌شود و این کسب‌وکارها هستند که به دنبال مشتری‌ها می‌گردند. هدف اصلی این روش، افزایش آگاهی در مشتری و ایجاد موقعیتی است که او را در لحظه اول حقیقت قرار بدهد. تبلیغات بنری و بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ از راه‌های مورد توجه در Push Marketing است.

بازاریابی کشش یا Pull

بازاریابی کششی بی‌شباهت به بازاریابی درون‌گرا یا Inbound Marketing نیست. در این مدل برعکس مدل قبل، این خود مخاطبان هستند که به سمت کسب‌وکارها جذب می‌شوند. بازاریابی کششی مناسب کسب‌وکارهایی است که به یک بلوغ نسبی رسیده‌اند و جایگاه‌شان را در میان دیگر رقبا پیدا کرده‌اند. در بازاریابی کششی، هدف اصلیهدایت Lead های بیشتر به سمت قیف‌فروش و کسب مشتریان وفادار است. Pull Marketing یکی از روش‌های مورد علاقه برندهای معتبر و باارزش دنیا است. توجه به بازاریابی انبوه یا Mass Marketing و استفاده از تاکتیک بازاریابی دهان‌به‌دهان دو گزاره مورد توجه در بازاریابی کششی هستند. تبلیغات ATL یا Above the Line و همچنین BTL یا Below the Line از دیگر روش‌های مرسوم برای به‌کارگیری در بازاریابی فشار هستند. هدف نهایی این استراتژی افزایش و حفظ وفاداری در مشتری و ایجاد اینگیجمنت او با کسب‌وکارها است. یکی از بزرگ‌ترین مزایای این استراتژی به نسیت روش‌های سنتی‌تر، نیاز به تلاش و هزینه کم‌تر است.

ترکیب بازاریابی Push و Pull

همان‌طور که بالاتر اشاره کردیم، Push Marketing زمانی مناسب است که مخاطب هیچ‌ ایده‌ای نسبت به محصولات، خدمات و به طور کلی برند شما ندارد و البته برای برقراری ارتباط دوباره با مشتریانی که از دست داده‌اید نیز مناسب است و به طور کلی فروش‌تان را افزایش می‌دهد. Pull Marketing مناسب زمانی است که می‌خواهید مشتری را به نقطه‌ای برسانید که به خرید از ما بیاندیشد و تصمیم خودش را عملی کند. در وهله اول و برای شروع، بهتر است از بازاریابی فشار استفاده کنید و بعد از شناسایی مخاطب و ایجاد آگاهی در او، استراتژی‌تان را تغییر بدهید و از بازاریابی کششی استفاده کنید و منتظر بمانید تا خود مشتری بر اساس نیازهایش به شما سر بزند. با نگاهی به کسب‌وکارهای موفق هم می‌توان گفت که عموما ترکیب این دو استراتژی، نتیجه بهتری را برای‌شان به ارمغان آورده است. با بهره‌گیری از مزایای هر دو استراتژی بازاریابی فشار و کشش، خصوصا در بازاریابی محتوایی می‌توان انتظار تولید ترافیک بیشتری داشت.

آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان با تدوین مناسب‌ترین استراتژی برای کسب‌وکارتان، شما را تا رسیدن به موفقیت و کسب نتیجه دلخواه، همراهی می‌کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 ارديبهشت 1398ساعت 15:02  توسط ماکان 

چگونه کیفیت محتوا را ارزیابی کنیم؟

 همه‌ی ما می‌دانیم که این روزها تولید محتوای با کیفیت در بازاریابی درونگرا و به طور کلی دیجیتال مارکتینگ اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده است. در یک نگاه کلی می‌توان گفت محتوای با ارزش و مفید می‌تواند توجه مخاطبان بسیاری را به وب‌سایت شما جلب کند و آن‌ها را به Lead تبدیل کند. تا به اینجا ترافیک وب‌سایت و همچنین آگاهی از برند شما افزایش یافته است. حال اگر این مشتریان بالقوه محتوای شما را ارزشمند ارزیابی کرده و بتوانند به شما اعتماد کنند، پتانسیل زیادی برای تبدیل به مشتریان بالفعل دارند. در این حالت علاوه بر افزایش نرخ تبدیل، شما می‌توانید با استفاده از استراتژی‌های بازاریابی، آنان را به مشتریانی وفادار تبدیل کنید. بدین ترتیب با تولید محتوای با کیفیت، نه تنها برای مشتریان خود ارزش خلق کرده‌اید، بلکه توانسته‌اید به عنوان یک سرمایه‌گذاری بلند مدت، نرخ بازگشت سرمایه حاصل از بازاریابی محتوا را افزایش دهید. از مزایای دیگر تولید محتوای با کیفیت، افزایش رتبه‌ی وب‌سایت در گوگل و به عبارتی، بهینه‌سازی موتورهای جستجو یا SEO است. هرچه محتوای شما ارزشمندتر باشد، وب‌سایت شما در نتایج جست و جو در رتبه‌ی بالاتری ظاهر می‌شود و به مراتب بیش‌تر دیده شده و کلیک می‌خورد.

تا به اینجا نگاهی کلی به مزایای کلی تولید محتوای با کیفیت داشتیم. حال به عنوان یک کپی‌رایتر، بازاریاب محتوا و یا صاحب یک وب‌سایت که تولید محتوای خود را بهآژانس‌های دیجیتال مارکتینگ برون‌سپاری کرده است، ممکن است این سوال برای‌تان پیش بیاید که چگونه متوجه شویم یک محتوا استاندارد و با کیفیت است؟ چه شاخص‌ها و معیارهایی برای ارزیابی کیفیت محتوا وجود دارند؟ در ادامه‌ی این مقاله قصد داریم به اصلی‌ترین معیارها و روش‌های ارزیابی کیفیت محتوا اشاره کنیم. اما پیش از آن بهتر است به نکات زیر توجه کنید:

نکات مهم برای ارزیابی کیفیت محتوا

  • آیا عنوان محتوا و ایده‌ی آن خلاقانه است یا نسخه‌های متعددی مشابه آن در نتایج جستجو یافت می‌شود؟ محتوا تا چه میزان برای مخاطبان تازگی دارد؟
  • آیا عین محتوای شما در وب‌سایت دیگری کپی شده است؟ اگر نسخه‌ی تکراری از محتوای شما موجود باشد، باید هرچه سریع‌تر نسبت به حذف آن اقدام کنید.
  • محتوا تا چه میزان با پرسونای مخاطب شما هماهنگی دارد و به چه میزان پاسخگوی نیازها و علایق آنان است؟
  • آیا پیام شما از طریق محتوا در زمان درست به گوش مخاطبان هدف خواهد رسید؟
  • محتوا چه ارزشی برای وب‌سایت شما خواهد داشت و تا چه میزان به تحقق اهداف‌تان کمک می‌کند؟
  • آیا در محتوا از روش‌های داستان‌سرایی برای جلب توجه و جذابیت بیش‌تر استفاده شده است؟
  • محتوا تا چه میزان قابلیت به اشتراک گذاری دارد؟ اگر خودتان را جای مخاطب بگذارید، پس از خواندن یا مشاهده‌ی محتوای تولید شده برای اولین بار چه حسی خواهید داشت؟ آیا تمایل دارید آن مطلب را به اشتراک بگذارید؟
  • آیا از ساختار، روش‌ها و تکنیک‌های استاندارد و متناسب در نوشتن مقاله استفاده شده است؟
  • آیا حجم مقاله متناسب با کیفیت آن است؟ آیا کیفیت محتوا را در مقایسه با کمیت آن در اولویت قرار داده‌اید؟
  • آیا برای افزایش جذابیت محتوا از تصاویر، ویدئوها یا اینفوگرافیک استفاده کرده‌اید یا صرفاً خواننده با حجم زیادی از محتوای متنی مواجه می‌شود؟
  • آیا فعالیت‌های رقبا را بررسی کرده و به کمک تحلیل SWOT نقاط قوت و ضعف خود را در مقابل آنان یافته‌اید؟

معیارها و شاخص‌های مهم در ارزیابی کیفیت محتوا

اکنون بهتر است با برخی معیارهای کمّی مهم در سنجش میزان کیفیت محتوا، که از تحلیل داده‌ها و آمارهای مرتبط با ترافیک وب‌سایت و رفتار مخاطبان از طریق ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس به دست می‌آیند، اشاره کنیم.

  • تعداد بازدیدهای کلی و بازدیدهای یکتا از صفحه
  • مدت زمان سپری شده در وب‌سایت توسط هر کاربر
  • میزان درگیری کاربران (Engagement Rate) مثلاً تعداد بازنشر، لایک‌ و کامنت‌ و امتیازها
  • مسیر حرکت بازدید کننده‌ها
  • نرخ تبدیل
  • نرخ بازگشت مشتریان
  • نرخ پرش از وب‌سایت
  • تعداد لینک‌های دریافتی از وب‌سایت‌های دیگر

3 روش تحلیل و ارزیابی کیفیت محتوا

حال که با معیارهای کمّی برای ارزیابی کیفیت محتوا آشنا شدید، می‌توانید با استفاده از ترکیب روش‌های زیر با این معیارها، به تحلیل جامع‌تری از کیفیت محتوا دست پیدا کنید.

Attribution modeling

دانستن اینکه مشتری چه مسیری را پیش از تبدیل نهایی یا خرید طی می‌کند، به اندازه‌ی خود آن عمل اهمیت دارد. مدل‌های Attribution به شما کمک می‌کنند که نقاط تماس مشتری در وب‌سایت و به عبارتی نقاط کلیدی کلیک خورده و بسته به هدف‌تان، اولین یا آخرین محتواهای مشاهده شده توسط وی را که در نهایت منجر به افزایش نرخ تبدیل شده است را یافته و آن‌ها را از نظر اهمیت طبقه بندی کنید. سپس می‌توانید دریابید کدام بخش از محتوا در افزایش نرخ تبدیل سهم بیش‌تری دارد.

ممیزی محتوا

روش ممیزی محتوا توسط یک استراتژیست محتوا انجام شده و به طور کلی محتوا را از جنبه‌های زیر بررسی می‌کند.

  • تناسب نوع و لحن محتوا با هدف تولید محتوا و پرسونای مخاطب
  • میزان همبستگی و ارتباط میان کل محتوای تولید شده در بخش‌های مختلف وب‌سایت
  • لینک بیلدینگ صحیح
  • داشتن تیترهای جذاب و پر بازدید
  • بررسی استفاده‌ی بهینه و به جا از کلمات کلیدی در متن، عنوان اصلی، زیرعنوان‌ها، عنوان عکس‌ها و متن لینک‌ها
  • توجه به استفاده از کلمات کلیدی در متا داده‌ها که داده‌ی اصلی را شرح داده و ویژگی‌های آن را بیان می‌کنند.

نتایج این تحلیل در نهایت به بهبود استراتژی تولید محتوا و تولید محتوا با کیفیت بالاتر می‌انجامد.

استفاده از روش‌هایی مانند مصاحبه و تشکیل گروه تمرکز

جمع‌آوری داده‌ها از مخاطبان به صورت مستقیم از طریق روش‌هایی چون تشکیل گروه‌های تمرکز، طوفان مغزی یا مصاحبه و استفاده از روش‌هایی مشابه روش‌های تحقیقات بازار به صورت همزمان می‌تواند در تصمیم‌گیری شما و انتخاب بهترین استراتژی تولید محتوا مفید واقع شود، چرا که هر کدام از این روش‌ها ممکن است معایبی داشته باشند که در این صورت این معایب پوشش داده خواهد شد. از طریق این روش‌ها می‌توانید دریابید کدام نوع محتوا برای مخاطبان جذاب‌تر و مفیدتر است و با دیدگاه آنان آشنا شوید.

با توجه به گستردگی و پیچیدگی‌هایی که در دنیای تولید محتوای دیجیتال وجود دارد، برای ارزیابی دقیق‌تر کیفیت محتوا بهتر است از ترکیب روش‌های فوق، متناسب با اهداف و چشم‌اندازهای سازمان و همچنین استراتژی تولید محتوای کسب وکار خود استفاده کنید. تیم تولید محتوای آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان شما را در پیمودن این مسیر یاری می‌کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 ارديبهشت 1398ساعت 13:33  توسط ماکان 

باید‌ها و نبایدهای طراحی اینفوگرافی

 احتمالا شما هم در مواجهه با جمله‌های پشت هم ردیف شده یا بلاگ‌های طولانی و کسل‌کننده، ترجیح داده‌اید تا در صورت امکان به سراغ اینفوگرافی‌ها بروید و کلیت مطالب را در قالب یک اینفوگرافی مطالعه کنید. هدف از طراحی اینفوگرافی‌ها، انتقال پیام در ساده‌ترین حالت و در کم‌ترین زمان است و کار به ذهن سپردن اطلاعات را برای ما آسان‌تر می‌کند؛ چرا که توانایی مغز در پردازش تصاویر 60 هزار بار سریع‌تر از پردازش واژه‌ها و جملات است.

در این بلاگ قصد داریم به تکنیک‌های طراحی یک اینفوگرافی خوب بپردازیم و به بایدها و نبایدهایی که برای جذب مخاطب، تولید Lead و هدایت ترافیک بیشتر به وب‌سایت شما کمک می‌کند نگاهی بیاندازیم.

باید‌ها طراحی اینفوگرافی

مخاطب‌تان را شناسایی کنید

اولین کاری که نیاز است انجام دهید این است که گروه هدف و پرسونای‌ مخاطب را بشناسید، دسته‌بندی کنید و طبق خواسته‌های آن‌ها به طراحی و تولید اینفوگرافی بپردازید. یکی از اهداف اصلی اینفوگرافی همان‌طورکه بالاتر اشاره کردیم، انتقال پیام در کم‌ترین زمان است. برای ترکیب اطلاعات و گرافیک و در نهایت خلق یک اینفوگرافی جذاب، ابتدا نیاز به شناخت مخاطبان است. در طراحی اینفوگرافی با 5 دسته از مخاطبان روبه‌رو هستیم: افراد مبتدی و تازه‌وارد، عموم مردم، مدیران، متخصصان و مدیران اجرایی. پس بهتر است در طراحی اینفوگرافی به نیاز مخاطبان هدف توجه بیشتری نشان دهید و اطلاعاتی را ارائه بدهید که برای او جذاب‌تر باشد.

محتوای خوب انتخاب کنید

مخاطب برای محتوایی زمان می‌گذارد که ارزش خواندن و صرف زمان را داشته باشد، به همین دلیل انتخاب محتوای مناسب به شدت اهمیت دارد. دقت در جمع‌آوری اطلاعات و داده‌های مفید در بهبود ساختار اینفوگرافی تاثیرگذار است. برای انتخاب محتوای درست می‌توانید مروری بر بلاگ 7 مرحله بازاریابی محتوا داشته باشید.

الهام بگیرید و الهام‌بخش باشید

برای طراحی اینفوگرافی بهتر است نگاهی به طرح‌های دیگر رقبا داشته باشید، از آن‌های برای شروع کار الهام بگیرید و درنهایت با طراحی اینفوگرافی‌‌های‌تان الهام‌بخش دیگران باشید. در طراحی اینفوگرافی مناسب توجه به رنگ‌ها و تصاویر انتخابی، اندازه و نوع فونت‌ها، جلوه‌های بصری، رعایت سادگی و وضوح اطلاعات از نکات ساده اما طلایی برای طراحی و تولید اینفوگرافی‌ها است.

مخاطب را شگف‌زده کنید

اینفوگرافی مناسب‌ترین قالب برای انتقال اطلاعات و داده‌های جذاب و هیجان‌انگیز است. اگر به اطلاعات اینچنینی دسترسی دارید، مطمئن باشید که مخاطب از خواندن اینفوگرافی‌های شما چشم‌پوشی نمی‌‌کند. توجه به این نکته به مخاطب کمک می‌کند تا اطلاعات موجود در ذهنش را به چالش بکشد، به علامت‌ سوال‌های جدید بر بخورد و اطلاعاتی که شما ارائه می‌دهید، را جایگزین اطلاعات قبلی خود بکند.

فرصت اشتراک‌گذاری را فراهم کنید

توجه به پرسونای مخاطب، علائق او، انتخاب محتوای مناسب و دیگر مواردی که بالاتر به آن‌ها پرداختیم مخاطب را به دنبال کردن شما ترغیب می‌کند و در صورتی که داده‌ها همان چیزی باشد که مخاطب به دنبالش بوده، احتمال به اشتراک‌گذاری آن بالاتر می‌رود.

نباید‌ها طراحی اینفوگرافی

در ادامه به نباید‌های که در طراحی اینفوگرافی باید به آن‌ها توجه کنید می‌پردازیم:

مخاطب را با چارت‌های پر از داده گیج نکنید

اگر می‌خواهید اینگیجمنت مخاطب را افزایش بدهید و ارتباط خودتان را با او حفظ کنید، بهتر است در استفاده از چارت‌ها برای انتقال داده‌ها مختلف، زیاده‌روی نکنید. اگر اطلاعات زیادی برای مخاطب دارید بهتر است آن‌ها را به چند دسته تقسیم کنید و همه آن‌ها را یک‌جا و با یک نمودار یا عکس نشان ندهید. این مدل بیشتر باعث گیج شدن مخاطب می‌شوند و علاقه او به ادامه خواندن مطالب را کم‌تر می‌کند.

از انتخاب عنوان‌های کسل‌کننده بپرهیزید

اولین و پررنگ‌ترین عنوانی که برای اینفوگرافی‌تان در نظر می‌گیرید باید آنقدر جذاب و هیجان‌انگیز باشد تا در اولین نگاه، رغبت مخاطب را برای دنبال کردن افزایش بدهد. بهتر است از تیترهایی استفاده کنید که لحظه اول اطلاعاتی به مخاطب نمی‌دهد اما او را وادار می‌کند تا در انتهای اینفوگرافی با شما همراه باشد. برای راهنمایی بیشتر پیشنهاد می‌کنیم به وبلاگ 13 راه برای نوشتن تیترهای جذاب و پربازدید سر بزنید.

از فرمت‌های فانتزی استفاده نکنید

استفاده از فونت‌های ساده و پرهیز از فونت‌های پیچیده و مفهومی به مخاطب کمک می‌کند تا در مدت‌زمان کمتری اطلاعات را دریافت کند. همچنین داشتن ایده‌های خلاقانهو درک بالا نسبت به رنگ‌ها و فونت‌ها کمک می‌کند تا اینفوگرافی‌هایی را طراحی کنید که خواندن و در معرض آن قرار گرفتن برای مخاطب خوشایند باشد. به خاطر داشته باشید که توجه به المان‌های ساده برای انتقال پیام‌ها، احساس بهتری را در مخاطب ایجاد می‌کند.

تیم تولید محتوای متنی و تصویری آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان تلاش می‌کند تا با بهره‌گیری از دانش، خلاقیت و سلیقه به شما برای تولید اینفوگرافی در قالب‌های مختلف یاری برساند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

+ نوشته شده در  شنبه 7 ارديبهشت 1398ساعت 18:56  توسط ماکان 

اهمیت شناسایی پرسونای مخاطب برای کسب و کارها

 با توجه به روند رو به رشد فعالیت کسب و کارها و ایجاد فضای شدید رقابتی، شناخت پرسونای مخاطب امری ضروری تلقی می‌شود. پرسونای مخاطب در حقیقت نماینده‌ی ویژگی‌های مشتریان ایده‌آل یا بالقوه‌ی شما و هم‌چنین حاصل از اطلاعات واقعی به دست آمده از مشتریان فعلی شما در روند تحقیقات بازار است. برای ترسیم پرسونای مخاطب، باید اطلاعات دقیقی از خصوصیات دموگرافیک، الگوهای رفتاری، اهداف و انگیزه‌های مخاطبان خود در دست داشته باشید.

اهمیت شناخت صحیح پرسونای مخاطب

پیش از هر چیز، شناخت پرسونای مخاطب در استراتژی برندینگ و خلق هویت برند نقشی تعیین‌کننده دارد. به عبارتی دیگر، اگر بدانید مخاطب شما چه ویژگی‌هایی دارد، می‌توانید بهترین و متناسب‌ترین پیام را با لحن متناسب، به بهترین روش و در زمان مناسب به گوش مخاطبان هدف برسانید. در غیر این‌صورت احتمال از دست دادن مشتری بسیار زیاد است. همچنین، داشتن شناخت صحیح از پرسونای مخاطب به شما این امکان را می‌دهد که در کلیه‌ی فرآیندهای سازمان از جمله بازاریابی، به ساختار یا دیدگاهی جدید و مناسب دست یابید. شناسایی پرسونای مخاطب در اختصاص منابع مانند زمان و هزینه، خلق ایده برای بهبود محصول یا خدمت متناسب با نیاز مشتریان، به‌کارگیری بهترین استراتژی تولید محتوا، انتخاب بهینه‌ی نوع و کانال‌های ترویج و تبلیغ محصولات است. در نتیجه، علاوه بر صرفه‌جویی در هزینه‌ها، با جلب رضایت بیش‌تر مخاطبان و جذب آن‌ها از طریق تلاش در حل مشکلات و رفع نیازهای آنان، می‌توانید Lead و مشتریان راغب بیش‌تری تولید کنید. سپس استراتژی‌های متناسب را برای تبدیل Lead به مشتری به کار گرفته و درنهایت از آنان مشتری وفادار بسازید. در این حالت، علاوه بر افزایش در نرخ بازگشت سرمایه (ROI)، توانسته‌اید حجم عظیمی از اعتماد را در مشتریان خود ایجاد کنید و تجربه‌ی ارزشمندی از خرید محصول خود برای آنان خلق کنید.

شناسایی پرسونای مخاطب در دیجیتال مارکتینگ به علت گستره‌ی مخاطبان از  اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. انتخاب نوع و نحوه طراحی دارایی‌های دیجیتال یک کسب و کار مانند وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی تا حد بسیاری به پرسونای مخاطب وابسته است. برای مثال، کسب و کارهایی که بدون توجه به مخاطبان هدف خود، پیام یکسانی را برای تعداد زیادی از افراد ارسال می‌کنند و یا محتوای شبکه‌های اجتماعی آن‌ها با مخاطب هدف‌شان متناسب نیست، نه تنها شناختی از پرسونای مخاطب ندارند، بلکه از هوش هیجانی نیز جهت درک احساسات و نیازهای مخاطب خود بهره نمی‌گیرند. در نتیجه، حتی اگر کیفیت محتوا بالا باشد، نمی‌تواند نظر مخاطب را به خود جلب کند. بنابراین سازمان در این حالت علی‌رغم صرف هزینه‌های گزاف برای تبلیغات و تولید محتوا ، بازدهی مناسبی دریافت نخواهد کرد.

نکته قابل توجه این است که پرسونای مخاطب نسبت به زمان قابل تغییر بوده و هرگز ثابت نیست. هرچه شناخت بیش‌تری نسبت به مخاطبان هدف خود پیدا کنید و عوامل جدیدی که در آنان انگیزه ایجاد می‌کنند را بیابید، می‌توانید به تعریف دقیق‌تر و به‌روزتری نسبت به مشتریان و بازار هدف خود دست پیدا کنید.

مراحل ایجاد پرسونای مخاطب

هر کسب و کار بسته به صنعت و نوع فعالیت خود می‌تواند چند پرسونای مخاطب داشته باشد. ابتدا بهتر است مخاطبان را به دسته‌های بزرگ‌تر و کلی‌تر تقسیم کنید و سپس برای هر دسته به صورت جداگانه وارد جزییات شوید. به عنوان مثال، در یک شرکت تولیدی، می‌توانید خریداران نهایی را از نظر تعداد خرید به دو دسته‌ی خُرد و عمده تقسیم کنید. سپس دسته‌ی اول خریداران را با توجه به جنسیت تفکیک کرده و به همین ترتیب هر گروه از مخاطبان را با جزییات بیش‌تری تعریف کنید. در ادامه می‌توانید با برخی از مواردی که در شناسایی پرسونای مخاطب به شما کمک می‌کنند، آشنا شوید:

  • خصوصیات دموگرافیک و اطلاعات شخصی مانند جنسیت، سن، میزان تحصیلات، موقعیت جغرافیایی، وضعیت تاهل و تعداد افراد خانواده
  • علایق، تفریحات و مهارت‌ها
  • دغدغه‌ها و نگرانی‌های روزمره
  • اهداف و آرمان‌ها در زندگی
  • عنوان شغلی و تخصص
  • سطح درآمد و قدرت خرید
  • میزان و نحوه‌ی ارتباط با دوستان و آشنایان
  • میزان صرف وقت در دنیای دیجیتال
  • وب‌سایت یا شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه
  • میزان تسلط به زبان‌های خارجی
  • متوسط میزان مطالعه در هفته
  • متوسط میزان تماشای تلویزیون در روز
  • میزان تمایل به خرید و عوامل اثرگذار در انتخاب محصول یا خدمت شما
  • چالش‌ها، نگرانی‌ها و عوامل بازدارنده هنگام خرید

در صورتی‌که کسب و کار خود را آغاز کرده‌اید، برای یافتن این اطلاعات و شناسایی پرسونای مخاطب، می‌توانید به داده‌های موجود درباره‌ی مخاطبان در ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس مراجعه کرده و به دیدگاهی نسبی از برخی از خصوصیات دموگرافیک مانند موقعیت جغرافیایی و دیگر اطلاعات مانند کانال‌های ورودی، بیشترین کلیک‌ها یا بیش‌ترین نرخ تبدیل، که در واقع می‌تواند جذاب‌ترین قسمت وب‌سایت و نماینده‌ی بخش مورد علاقه‌ی مخاطبان باشد، دست پیدا کنید. در غیر این صورت می‌توانید با تحلیل و بررسی دارایی‌های دیجیتال رقبا و رصد کردن مخاطبان و نحوه‌ی تعامل آنان با رقیب، به دیدگاهی کلی درباره‌ی مخاطبان دست یابید.

شما می‌توانید برای پیشی گرفتن از رقبا، رشد کسب و کار و افزایش سودآوری خود، انجام تحقیقات بازار و شناسایی پرسونای مخاطب خود را به آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان برون‌سپاری کنید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

+ نوشته شده در  شنبه 31 فروردين 1398ساعت 18:29  توسط ماکان 

بررسی 8 نمونه از انواع تولید محتوا

 با همه‌گیر شدن استفاده از رسانه‌های اجتماعی، نمی‌توان از اهمیت تولید محتوا چشم‌پوشی کرد. محتوا با انواع مختلف، کاربردهای متفاوت و در بسترهای گوناگون، اتفاقی است که روزانه با آن در تماسیم و به بخشی از زندگی‌مان تبدیل شده است. در بلاگ‌های گذشته به صورت کلی به انواع محتوا اشاره کرده‌ایم اما در این بلاگ قصد داریم تا جزئی‌تر به بررسی انواع محتوا بپردازیم.

انواع محتواها

بلاگ

بلاگ به نسبت دیگر انواع محتوا قدمت بیشتری دارد و گزینه مناسبی برای ایجاد تاثیر روی نرخ‌های تبدیل است. علاوه‌بر این به نسبت دیگر انواع محتوا، امکان دسترسی به آن‌ از طریق موتورهای جستجو نسبتا آسان‌تر است. استفاده از کلیدواژه‌های یا Keyword ها یکی از مواردی است که توجه به آن‌ها برای تولید محتوا در قالب بلاگ الزامی است. همچنین بلاگ این امکان را می‌دهد تا لینک‌سازی قوی‌تری را به نسبت دیگر انواع تولید محتوا تجربه کنیم.

ویدیو

ویدیو یکی دیگر از فرمت‌های کاربردی در تولید محتوا است که تا سال 2020 انتظار می‌رود که 80 درصد از کل ترافیک وبسایت را به خود اختصاص بدهد. علاوه‌بر این براساس نتایج به دست‌آمده 75 درصد از مخاطبان بعد از دیدن ویدیو، تمایل بیشتری به انجام خرید دارند. از مزایای تولید محتوای ویدیویی و به‌طور کلی ویدیو مارکتینگ یا بازاریابی ویدیویی، می‌توان به هدایت ترافیک بیشتر به وب‌سایت و ایجاد اینگیجمنت بیشتر به کمک امکان نظردهی و به اشتراک‌گذاری ویدیوها است. ویدیو، به‌واسطه پاسخ دادن به سوال‌ها، ارائه راه‌حل و تولید اطلاعات مرتبط می‌تواند برا مخاطب ایجاد ارزش کند. یکی از نکاتی که در تولید محتوای ویدیویی باید به آن توجه کرد، مختصر و مفید بودن آن است؛ محتوایی که خارج از حوصله مخاطب نباشد و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، پیام اصلی را به او برساند.

پادکست

براساس تحقیقات انجام شده، تعداد مخاطبان پادکست‌ها در حال افزایش است؛ دور از انتظار هم نیست. بسیاری از مخاطبان ترجیح می‌دهند از وقت‌شان هنگام انجام کارهای دیگر نیز استفاده کنند و بدون شک بهترین گزینه، گوش دادن به پادکست‌ها است. بزرگ‌ترین مزیت پادکست‌ امکان دسترسی راحت‌تر به نسبت دیگر انواع محتواها است.

وبینار

وبینار به عنوان ورژن آنلاین شده سمینار، یکی از گزینه‌های مورد علاقه کسب‌وکارهای بزرگ به شمار می‌رود. اساس وبینارها بر ارائه و پاسخ‌گویی به سوال‌های مکرر افراد است. طبق تحقیقات به دست آمده 20 تا 40 درصد از مخاطبان وبینارها، در نهایت تبدیل به Lead می‌شوند و بین 2 تا 5 درصد از افراد شرکت کننده بعد از اتمام وبینار، اقدام به خرید می‌کنند.

‏کتاب‌های الکترونیک

‏ eBooksیا کتاب‌های الکترونیک، نوعی دیگر از فرم‌های محتوایی هستند که معمولا با فرمت‌ pdf در فضای اینترنت می‌توان به آن‌ها دست پیدا کرد. این نوع از محتوا این امکان را می‌دهد تا به صورت مفصل‌تر به یک موضوع بپردازید و از طریق آن به تمامی سوال‌هایی که ممکن است برای مخاطب پیش بیاید، پاسخ دهید؛ دقیقا همان هدفی که با ارائه انواع محتوا به دنبال آن هستید.

تحقیقات گسترده، توجه به زمان و حفظ کیفیت، از اصولی است که در تولید محتوا در قالب کتا‌ب‌های الکترونیک، باید آن‌ها را مد نظر داشت. eBook گزینه خوبی برای تولیدمحتوای همیشه سبز یا Evergreen Content است و این مزیت را دارد که تا مدت‌ها نرخ بازگشت سرمایه یا ROI مثبت را برای شما رقم بزند و همچنین مخاطبان جدیدی را به سمت شما بکشاند.

اینفوگرافی

اینفوگرافی نوع دیگری از محتوا است که نیاز به درک هنری و دانش نسبتا بالا به رنگ‌ها دارد و کمک می‌کند تا اطلاعات را به صورت بصری درکم‌ترین زمان به مخاطب منتقل کنید. یکی از مزیت‌های اینفوگرافی این است که در رسانه‌های اجتماعی و به نسبت دیگر انواع محتواها، 3 بار بیشتر به اشتراک گذاشته می‌شود. آشنایی با رنگ‌ها، استفاده از تصاویر مناسب، توجه به نوع و اندازه فونت‌ها و ریزه‌کاری‌هایی از این دست تاثیر زیادی روی جذب مخاطبان دارد. آشنایی با مباحث روانشناسی نیز این امکان را می‌دهد تا هر اینفوگرافی را بسته به نوع مخاطب طراحی کنید تا بتوانید نتیجه مورد نظر را دریافت کنید.

راهنماها

استفاده از این نوع محتوا مشخصا بستگی به نوع مخاطب و صنعتی که در آن فعالیت می‌کنید، دارد. تولید محتوا در قالب راهنما کمک می‌کند تا تجربه‎‌های‌تان را در سطح وسیع‌تری به اشتراک بگذارید و باعث ایجاد اعتماد در مخاطبان‌تان بشوید. یکی از نکات حائز اهمیت در تولید این نوع از محتوا، توجه به اختصار، استانداردها و چارچوب‌های نوشتاری است تا بتوانید به سوال‌هایی که در ذهن مخاطب است پاسخ دهید و گمراهی او را در کم‌ترین زمان برطرف کنید.

در نهایت به خاطر داشته باشید که امروزه تولید محتوا بخش مهمی از هویت کسب‌وکارها را تشکیل می‌دهد و روی بسیاری از اهداف مثل ROI، نرخ‌های تبدیل، هدایت Lead و همچنین ترافیک بیشتر تاثیر می‌گذارد. در صورتی که امکان تولید محتوا در ابعادی که در این بلاگ به آن‌ها اشاره کرده‌ایم را ندارید، با برون‌سپاری (باشه یا نباشه؟) به تیم تولید محتوای آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان، می‌توانید از مزایای بیشمار آن بهره‌مند شوید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردين 1398ساعت 13:31  توسط ماکان 

انواع روش‌هایRetargeting یا هدف‌گذاری مجدد

 اگر به خاطر داشته باشید در بلاگ‌های گذشته به Retargeting پرداخته‌ایم. در این بلاگ بعد از یک یادآوری کوتاه، قصد داریم به مدل‌های استراتژی‌ Retargeting بپردازیم. هدف‌گیری مجدد به تبدیل بازدیدکننده‌های وب‌سایت‌ها به مشتریان دائمی می‌پردازد و برای تبلیغات، روی افرادی که با برندتان آشنایی دارند و به آن علاقه نشان داده‌اند تمرکز می‌کند. در واقع اصلی‌ترین نکته در Retargeting این است که تنها برای بازدیدکنندگانی که قبلا با وب‌سایت شما آشنا شده‌اند و به آن سرزده‌اند، تبلیغ و هزینه می‌کنید. حقیقتا انواع متفاوتی از این استراتژی وجود دارد که کسب‌وکارها از مزایای آن‌ها برای ایجاد اینگیجمنت در مخاطبان بهره می‌برند. در ادامه به چند مدل از هدف‌گیری مجدد می‌پردازیم.

Pixel-based Retargeting

در بلاگ Retargeting در مورد Cookie و نحوه کارکرد آن صحبت کرده‌ایم. در این مدل نیز Cookie نقش اصلی را ایفا می‌کند و بر اساس رفتار و علاقه قبلی‌ بازدیدکننده‌ها در وب‌سایت شما، اطلاعات آن‌ها را ذخیره می‌کند و آن‌ها را در اختیار شما قرار می‌دهد؛ بر این اساس شما می‌توانید تبلیغات‌تان را برای آن‌ها به نمایش بگذارید. نکته مثبت این مدل این است که این امکان را می‌دهد تا بعد از ترک وب‌سایت شما، در سریع‌ترین زمان بتوانید برای کاربرانی که سایت شما را ترک کرده‌اند، تبلیغات‌تان را به نمایش بگذارید؛ در واقع می‌توانید در کوتاه‌ترین زمان دوباره توجه آن‌ها را به سمت چیزی که به آن علاقه داشته‌اند جلب کنید. تنها نکته‌ منفی این روش این است که مبتنی بر رفتار بازدیدکننده‌ها و ترافیکی است که برای سایت تولید می‌کنند.

Social Retargeting

می‌توان گفت که این مدل نوعی از مدل Pixel-based Retargeting است که از لحاظ کارکرد هم به آن شباهت دارد. Social Retargeting نیز مانند دیگر مدل‌ها استراتژی Retargeting به دنبال افرادی می‌گردد که به نوعی به برند شما علاقه نشان داده‌اند با این تفاوت که در رسانه‌های اجتماعی هم با لایک یا کامنت با شما تعامل برقرار کرده‌اند.

Email Retargeting

Email targeting روش دیگری است که به وسیله Tag ها انجام می‌شود. به کمک Tag می‌توانیم مخاطبان‌مان را به اصطلاح برچسب بزنیم و به نوعی آن‌ها را شناسایی کنیم و اطلاعات مورد نیازشان را به آن‌ها برسانیم. کار به‌نظر سختی است اما ردیابی رفتار مخاطبان، این کار را برای ما ساده‌تر می‌کند. مدل دیگری از Email Retargeting هدف‌گیری مجدد به روش  List-based است. در این روش کافی است از لیستی که تهیه کرده‌اید استفاده کنید؛ لیستی متشکل از ایمیل مشتریان فعلی و بالقوه. در مرحله بعد با طراحی کمپین‌های تبلیغاتی و به نمایش گذاشتن تبلیغات برای لیست تهیه شده، Retargeting را شروع کنید.

Search Retargeting

Search Retargeting بر اساس رفتار مخاطب‌ها در موتورهای جستجو است در واقع این امکان را می‌دهد تا مشخصا به سراغ افرادی بروید که در موتورهای جستجو به دنبال کلیدواژه‌ای مرتبط با کسب‌وکار شما گشته‌اند؛ اما لزوما به این معنا نیست که چون واژه‌ای مرتبط را جستجو کرده‌اند پس حالا آماده خرید هستند و یا اینکه علاقه‌ دارند تا در هر سایتی با تبلیغات و نام برند شما روبه‌رو شوند.

Onsite Retargeting

همه استراتژی‌های Retargeting لزوما مربوط به برگرداندن بازدیدکننده‌هایی که وب‌سایت شما را ترک کرده‌اند نیست. Onsite Retargeting یکی از استراتژی‌هایی است که به شما این امکان را می‌دهد تا کاربران را برای مدت طولانی‌تری در وب‌سایت خود نگه دارید و بتوانید هرچه سریع‌تر آن‌ها را برای انجام خرید تشویق کنید.

همانطور که در بلاگ Retargeting اشاره کردیم، اجرای صحیح مدل‌های مختلف این استراتژی‌، تاثیرات مثبت زیادی روی کسب‌وکارها دارد. در نهایت خواندن بلاگ تست A/Bرا هم پیشنهاد می‌کنیم؛ چرا که با انجام نوعی آزمون و خطا می‌توانید دریابید که کدام تبلیغات تاثیر بیشتری روی مخاطب شما داشته است. آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان به کمک تیم استراتژی و با تدوین راه‌کارهای بازاریابی به شما برای هدف‌گیری مجدد مخاطبان‌تان، کمک می‌کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردين 1398ساعت 13:02  توسط ماکان 

آیا هر محصول تجاری همانند یک موجود زنده است؟

 در دنیای کسب‌و‌کار گاه با مفاهیم و موضوعاتی مواجه می‌شویم که شباهت‌های بسیاری با پدیده‌های طبیعی دارند. هر سازمان یا بنگاه تجاری برای ارائه محصول یا خدمت مشخصی فعالیت می‌کند. در این بلاگ قصد داریم بررسی کنیم که آیا محصول یا خدماتی که بنگاه‌های تجاری ارائه می‌دهند همانند موجودات زنده عمر مشخصی دارند؟ اقداماتی که در هر یک از مراحل چرخه عمر محصول می‌بایستی انجام شود، کدام‌اند و ارتباط چرخه عمر محصول با ماتریس رشد-سهم بازار (BCG) به چه صورت می‌باشد؟

چرخه عمر محصول

محصولات و خدمات ارائه شده توسط بنگاه‌های تجاری همانند یک موجود زنده، عمر مشخصی دارند. متولد می‌شوند، رشد کرده و به بلوغ می‌رسند، فروش آنها افول می‌کند و در نهایت می‌میرند. منحنی چرخه عمر محصول، روند فروش یک محصول یا خدمت منحصر به فرد در طول زمان را به صورت گرافیکی نمایش می‌دهد. با توجه به اینکه محصول در کدام مرحله از حیات خود قرار دارد، استراتژی و اقدامات سازمان، مشخص خواهد شد.

مرحله چرخه عمر محصول

چرخه عمر محصول دارای 4 مرحله اصلی می‌باشد:

معرفی (ظهور)

در این مرحله، محصول فروش اندکی دارد و میزان نفوذ آن در بازار به آهستگی انجام می‌پذیرد. مشتریان به دلیل اینکه شناخت کمی از محصول دارند، خرید چندانی انجام نمی‌دهند. به دلیل سهم بازار کم و نرخ رشد بازار زیاد، وضعیت سازمان در حالت علامت سوال (ماتریس BCG) قرار دارد. تبلیغات موثر و استراتژی خلاقانه، در این مرحله به سازمان کمک می‌کند تا محصول خود را از طریق کانال‌های درست اطلاع‌رسانی به مخاطبان هدف خود منتقل نماید و منجر به افزایش فروش محصول شود. نوآوری در این مرحله از اهمیت زیادی برخوردار است. در عین حال موفقیت محصول، به سرمایه‌گذاری و منابع مالی کافی، بستگی زیادی دارد.

رشد

فروش محصول در این دوره با نرخ قابل قبولی، افزایش می‌یابد. بازار، محصول را شناخته است و تولیدکنندگان با بهبودهای فنی و اتخاذ استراتژی درست تبلیغاتی، در بازار نفوذ کرده‌اند. سهم بازار زیاد و نرخ رشد بالا، وضعیت ستاره را برای محصول در ماتریس BCG فراهم می‌کند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این مرحله برای سازمان‌ها، تغییر مقیاس است. با افزایش میزان تقاضا برای محصول، شرکت باید قادر باشد تا در مدت زمان کوتاهی، محصولاتی را در حجم بالا تولید و روانه بازار کند.

بلوغ

در این مرحله، بازار توسط محصول مورد نظر اشباع شده است. میزان فروش محصول به حداکثر رسیده و دیگر افزایش نمی‌یابد. سازمان‌ها با اتخاذ استراتژی مناسب، می‌بایستی تلاش کنند مدت زمان این دوره را طولانی‌تر نمایند. رهبری هزینه و صرفه‌جویی ناشی از مقیاس، منجر به مزیت رقابتی و پیشی گرفتن شرکت از رقبا می‌شود. رشد بازار، آینده چندان درخشانی ندارد و سازمان می‌بایست از حجم بالای درآمد و نقدینگی خود در این دوره برای اجرای استراتژی‌های جدید و نوآورانه استفاده نماید. سهم بازار بالا و نرخ رشد کم، وضعیت گاو شیرده را در ماتریس BCG برای سازمان فراهم می‌کند.

افول

در این مرحله، محصول توسط تکنولوژی‌های نوین و محصولات جایگزین، به چالش کشیده می‌شود. میزان فروش نیز به تدریج کاهش یافته و فشارها برای حداقل کردن هزینه‌ها نیز بیش‌تر می‌شود. به دلیل سهم بازار کم و نرخ رشد پایین، وضعیت شرکت در ماتریس BCG در حالت سگ قرار می‌گیرد. سرمایه‌گذاری جدیدی در رابطه با محصول مورد نظر صورت نمی‌پذیرد و سازمان می‌بایستی با استفاده از نوآوری، محصول جدیدی را به بازار معرفی نماید.

همانند محصول، چرخه عمر برای صنعت نیز قابل تعریف است. با این تفاوت که دوره عمر هر صنعت می‌تواند چند محصول را در بگیرد و به همین دلیل، طولانی‌تر است. هرچه به مراحل پایینی چرخه عمر نزدیک‌تر می‌شویم، رقابت شرکت‌ها بر سر قیمت، شدیدتر می‌شود.

در محیط پیچیده کسب‌و‌کار کنونی، با رشد سریع تکنولوژی، چرخه عمر محصولات کاهش یافته است و این موضوع بر نحوه رقابت و اقدامات سازمان در برابر رقبا تاثیر مستقیم می‌گذارد. اتخاذ استراتژی درست رقابتی برای مواجهه با تغییرات بازار و رخدادهای غیرقابل پیش‌بینی، یکی از چالش‌های پیش روی سازمان‌ها است. شرکت تبلیغاتی مات، با ارائه کلیه خدمات تبلیغاتی، کسب‌و‌کار شما را در اجرای درست تبلیغات و بازاریابی در تمامی مراحل چرخه عمر محصول یاری می‌کند.

همانند محصول، چرخه عمر برای صنعت نیز قابل تعریف است. با این تفاوت که دوره عمر هر صنعت می‌تواند چند محصول را در بگیرد و به همین دلیل، طولانی‌تر است. هرچه به مراحل پایینی چرخه عمر نزدیک‌تر می‌شویم، رقابت شرکت‌ها بر سر قیمت، شدیدتر می‌شود.

در محیط پیچیده کسب‌و‌کار کنونی، با رشد سریع تکنولوژی، چرخه عمر محصولات کاهش یافته است و این موضوع بر نحوه رقابت و اقدامات سازمان در برابر رقبا تاثیر مستقیم می‌گذارد. اتخاذ استراتژی درست رقابتی برای مواجهه با تغییرات بازار و رخدادهای غیرقابل پیش‌بینی، یکی از چالش‌های پیش روی سازمان‌ها است. شرکت تبلیغاتی مات، با ارائه کلیه خدمات تبلیغاتی، کسب‌و‌کار شما را در اجرای درست تبلیغات و بازاریابی در تمامی مراحل چرخه عمر محصول یاری می‌کند.

 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردين 1398ساعت 13:52  توسط ماکان 

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد